آزمون ANOVA دو راهه
گاهی لازم است اثر دو عامل ( فاکتور ) را روی یک متغیر وابسته تعیین کنیم .چنین طرحی را دو عاملی گویند.
در مدل ریاضی طرح دو عاملی مقدار متغیر وابسته و مقدار مانده یا خطاست.
در تحليل واريانس دو عاملي فرض بر این است كه هر نمره مشاهده شده در متغير وابسته برابر با حاصل جمع اثرهاي نظامدار ناشي از كاربندي هاي آزمايشي و خطاي تصادفي است.
مثال:
- وضعیت تاهل و سطح تحصیلات کارمندان دانشگاه تهران بر رضایت از حقوق آنها اثرگذار است.
1-اثر اصلی عامل وضعیت تاهل:
H0: μ1= μ2=…= μP و H1: μj≠ μj'
2-اثر اصلی عامل سطح تحصیلات:
H0: μ1= μ2=…= μq و H1: μk≠ μk'
3-اثر متقابل تاهل و سطح تحصیلات
H0: μjk-μj'k-μjk'+μj'k'= 0 و H1: μjk-μj'k-μjk'+μj'k'≠ 0
آزمون ANOVA سه راهه
تمام اصول زيربناي تحليل واريانس دو عاملي براي تحليل وارايانس سه عاملي و مراتب بالاتر صادق است. تنها تفاوت يك طرح سه عاملي با يك طرح دو عاملي در تعداد اثرهاست. در طرح هاي ضربدري همواره به تعداد متغيرهاي مستقل، اثر اصلی كلي و به تعداد تركيب هاي دوتايي اثر متقابل مرتبه اول و به تعداد تركيب هاي سه تايي اثر متقابل مرتبه دوم و ... داريم.
داراي سه اثر كلي و سه اثر متقابل مرتبه اول و يك اثر متقابل مرتبه دوم است.
برای درک اثر متقابل سه عاملی لازم است که نخست مفهوم اثر متقابل ساده را تعریف کنیم.اثر متقابل ساده در یک طرح سه عاملی عبارت است از اثر متقابل دو عامل برای هر یک از سطوح عامل سوم. . مثلاً اثر متقابل AC براي b1 و b2 .
مثال :
- بین رضایت از سرپرست کارمندان زن و مرد متاهل و مجرد با سطح تحصیلاتی دیپلم، لیسانس وفوق لیسانس. دکترا ، تفاوت معناداری وجود دارد.
1-اثر اصلی عامل جنسیت:
H0: μ1= μ و H1: μj≠ μj'
2-اثر اصلی عامل وضعیت تاهل:
H0: μ1= μ2 و H1: μk≠ μk'
3-اثر اصلی عامل سطح تحصیلات:
H0: μ1= μ2= μ3 و H1: μi≠ μi'
4- اثر متقابل مرتبه اول جنسیت*وضعیت تاهل:
H0: μjki-μj'ki-μj'k'i-μj'ki'-μjk'i'-μjk'i+μj'k'i'= 0 و H1: μjki-μj'ki-μj'k'i-μj'ki'-μjk'i'-μjk'i+μj'k'i'≠ 0
5-اثر متقابل مرتبه اول جنسیت*سطح تحصیلات:
H0: μji-μj'i-μji'+μj'i'= 0 و H1: μji-μj'i-μji'+μj'i'≠ 0
6- اثر متقابل مرتبه اول وضعیت تاهل*سطح تحصیلات:
H0: μji-μj'i-μji'+μj'i'= 0 و H1: μji-μj'i-μji'+μj'i'≠ 0
7-- اثر متقابل مرتبه دوم جنسیت*وضعیت تاهل*سطح تحصیلات:
H0: μjk-μj'k-μjk'+μj'k'= 0 H1: μjk-μj'k-μjk'+μj'k'≠ 0
بدین ترتیب ابتدا به بررسی پیش فرضهای لازم برای اجرای آزمون تحلیل واریانس دو و سه راهه پرداخته و در ادامه باید به تحلیل داده های بدست آمده از تحلیل واریانس بپردازیم.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 16:12 توسط م.امینی
|
رحیم ملازاده اسفنجانی
استاد راھنما:دکتر موسی کافی
اسفند 1388
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ي بین سرسختی روانشناختی، هیجان خواهی و سبکهاي مقابله با استرس در افراد معتاد و عادي میباشد. بدین منظور 100 نفر مصرف کننده ي مواد با روش نمونه گیري خوشه اي و 100 نفر به عنوان گروه کنترل با روش نمونه گیري در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه هاي دیدگاه هاي شخصی کوباسا ( 1988 )، هیجانخواهی آرنت ،) 1992 ) و شیوههاي مقابله با استرس موس و بلینگز ( 1981 ) را تکمیل کردند. براي مقایسه ي داده ها از آزمونهاي t ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین میزان سرسختی روانشناختی، هیجانخواهی و شیوه مقابله متمرکز بر هیجان در افراد معتاد و عادي تفاوت معنی داري وجود دارد، ولی از نظر بکارگیري شیوه مقابله متمرکز بر مسئله تفاوت معنی داري بین دو گروه بدست نیامد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهاي سرسختی روانشناختی و هیجان خواهی میتوانند تغییرات مربوط به شیوه مقابله متمرکز بر هیجان را به صورت معنی داري پیش بینی کنند و همچنین خرده مقیاس شدت هیجان پیش بینی کننده ي قوي براي مقابله متمرکز بر مسئله میباشد.
یافته هاي این پژوهش نقش مهم برخی ویژگیهاي شخصیتی مانند سرسختی روانشناختی، هیجانخواهی و سبکهاي مقابله با استرس در افراد را نشان میدهد که میتوانند با گرایش به اعتیاد و سوءمصرف مواد رابطه داشته باشند.
کلید واژه: سرسختی روانشناختی، هیجانخواهی، سبکهاي مقابله با استرس، افراد معتاد، افراد عادي
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 16:46 توسط م.امینی
|
** ، دكتر زهره سرمد * عزت اله قدم پور
استاد دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران * * كارشناس ارشد روانشناسي تربيتي *
چكيده
پژوهش حاضر، نقش باورهاي انگيزشي را در رفتار كمكطلبي و پيشرفت تحصيلي 200 دانش آموز پسر پاية سوم راهنمايي كه به صورت تصادفي انتخاب شده بودند، مورد بررسي قرار داد. به منظور سنجش باورهاي انگيزشي (اهداف تكليف مدار، اهداف بيروني، اهداف توانايي نسبي، ادراك لياقت شناختي و ادراك لياقت اجتماعي) از پرسشنامة محقق ساخته و مقياس ادراک لیاقت هارتر استفاده شد.رفتار كمك طلبي(پذيرش و اجتناب از كمك طلبي) از طريق پرسشنامة محقق ساخته مورد اندازه گيري قرار گرفت و براي سنجش پيشرفت تحصيلي، از ميانگين نمرات دروس دانش آموزان استفاده شد. جهت تحليل داده ها، از روش آماري تحليل رگرسيون چند متغيري استفاده گرديد.
نتايج پژوهش نشان داد كه: ۱) بهترين متغيرهاي پيش بيني كنندة پذيرش كمك طلبي عبارتند از: اهداف تكليف مدار و ادراك لياقت اجتماعي، ۲) بهترين متغير پيش بيني كنندة اجتناب از كمك طلبي، اهداف بيروني است و ۳) رفتار كمك طلبي (پذيرش و اجتناب از كمك طلبي) پيش بيني كنندة پيشرفت تحصيلي دانش آموزان است. به طور كلي، نتايج پژوهش حاكي از اهميت توجه به مؤلفه هاي انگيزشي – اجتماعي در رفتار كمك طلبي و عملكرد تحصيلي دانش آموزان است.
كليد واژه ها: باورهای انگيزشی، اهداف تكليف مدار، اهداف بيرون، اهداف توانايی نسبی،ادراک لياقت شناختی، ادراک لياقت اجتماعی، رفتار كمک طلبی،پيشرفت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 13:56 توسط م.امینی
|
رفيعي حسن,جزايري عليرضا,نظري محمدعلي,سليماني نيا ليلا* *
دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، گروه روانشناسي
هدف: اصلاح نگرش افراد به اعتياد يكي از راههاي شناخته شده پيشگيري از اعتياد است. به منظور سنجش نگرش نوجوانان به اعتياد، معتاد، و مواد؛ و براي ارزيابي عيني روند تغيير آن بر اثر مداخلات گوناگون پيشگيرانه، مقياسي تهيه و خواص روانسنجانه (سايكومتريك) آن بررسي شد. روش بررسي: اين پژوهش به شيوه تحليلي و در دو مرحله تهيه گويه ها و اجراي آزمايشي مقياس صورت گرفت. در مرحله اجرا 80 دانش آموز دختر و پسر در محدوده سني 11 تا 16 سال مورد بررسي قرار گرفتند. پس از تكميل پرسشنامه ها و حذف موارد ناقص، براساس مصرف يا عدم مصرف مواد، آزمودني ها به دو گروه ملاك (38 نفر) و گواه (36 نفر) طبقه بندي شدند. يافته ها: مقايسه پاسخ هاي دو گروه ملاك و گواه نشان داد كه 52 گويه از روايي مناسب برخوردارند. پس از بررسي همساني دروني مقياس، 43 گويه با ضريب آلفاي كرونباخ 0.95 باقي ماندند كه در نقطه برش 99، نوجوانان داراي نگرش مثبت و منفي به اعتياد را با حساسيت %93.1 و اختصاصيت %96.3 از هم تفكيك مي كنند. نتيجه گيري: مقياس سنجش نگرش نوجوانان نسبت به اعتياد، معتاد و مواد مخدر كه طي اين پژوهش طراحي و بررسي گرديد، از ويژگيهاي روانسنجانه قابل قبول براي بكارگيري در جمعيت نوجوانان ايراني برخوردار است.
کلمات کلیدی :
خواص , روانسنجي, مقياس , سنجش , نگرش , نوجوانان , اعتياد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 15:37 توسط م.امینی
|
نويسنده: سيام شهره
گيلان، دانشکده علوم، گروه بيولوژی
نوع مطالعه: پژوهشي
چکيده مقاله:
زمينه و هدف: سوء مصرف مواد مخدر و اعتياد در حال حاضر به عنوان يکی از چالشهای مهم اجتماعی بهداشتی وسياسی در سراسر جهان مطرح می باشد. لذا هدف اصلی از اين پژوهش بررسی شيوع سوءمصرف مواد اعتياد آور بين دانشجويان پسر دانشگاه های مختلف شهر رشت می باشد.مواد و روش کار: اين تحقيق يک بررسی توصيفی مقطعی است .که روی 800 نفر از دانشجويان پسر دانشگاه های مختلف دولتی، آزاد، پيام نور و جامع علمی کاربردی شهر رشت انجام گرفت. دانشجويان به طريق نمونه گيری تصادفی و جمع آوری اطلاعات توسط پرسشنامه توام با مصاحبه انجام گرفت. از آزمون آماری کای دو برای تجزيه و تحليل روابط بين متغيرها استفاده شد.يافته ها: 46.75 درصد افراد مورد مطالعه، تجربه استفاده از حداقل يکی از مواد اعتياد آور را ذکر کردند. مواد اعتياد آور مورد مصرف عبارت بودند از سيگار (24.13%)، الکل (10.50%)، مواد نشاط آورمانند قرص اکستازی و ترکيبات مشابه آن (7.25%) و ترياک (4.87%). سابقه مصرف سيگار در متاهلين17.90% و در مجردين 27.07% بود. شيوع سوء مصرف مواد اعتيادآور بدون احتساب سيگار در متاهلين 16.34% و در مجردين25.60 % بود. سابقه مصرف سيگار در دانشجويان بومی که با خانواده خود در منزل شخصی زندگی می کنند 16.29% و دانشجويان ساکن خوابگاه ها 26.56% و در دانشجويانی که بدون خانواده در منزل استيجاری بسر می بردند 29.28% بود. بيشترين درصد افراد مورد بررسی (27.54%) انگيزه گرايش به مصرف مواد اعتيادآور را تقليد از دوستان و همر نگ جماعت شدن ذکر می کردند.نتيجه گيری: شيوع مصرف سيگار و ساير مواد اعتيادآور در دانشجويان مجرد بيشتر از دانشجويان متاهل و در دانشجويان ساکن منازل استيجاری و خوابگاه ها بيشتر از دانشجويان بومی ساکن در منازل شخصی همراه خانواده بود. همچنين بيشترين درصد دانشجويان مورد مطالعه انگيزه گرايش به سيگار و ساير مواد مخدر را تقليد از دوستان و همرنگ جماعت شدن ذکر کرده اند. بنا بر نتايج اين تحقيق پيشنهاد می گردد که والدين و مسوولين دانشگاه ها نظارت بيشتری در زمينه حل مشکلات روانی عاطفی واجتماعی جوانان داشته باشند.
واژههاي كليدي: اعتياد، دانشجويان، سوء مصرف مواد، پسر، رشت
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 18:8 توسط م.امینی
|
رضا رستمي(دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران)،وحید صادقی(دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی سلامت دانشگاه تهران)،هادی هاشمی رزینی(دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسي آموزش كودكان استثنايي دانشگاه تهران)
چکيده:
آموزش صحيح و همچنين منبع صحيح اکتساب اطلاعات جنسي از جمله ضرورياتي است که امروزه به جهت نگرش و ملاحظه ناصحيح به آن و عدم وقوف بر پيامد ناگوار آن (در صورت دريافت اطلاعات نادرست)، در فرهنگ و اجتماع انساني کشور ما( ايران) مغفول مانده است.آموزش صحيح کسب اطلاعات جنسي و تناسلي و همچنين برخورداري از فرصت يادگيري به موقع و مطلوبتر موجب جلوگيري از بروز خيلي از مشکلات رواني و انحرافات جنسي در بزرگسالي است. آموزش صحيح ميتواند در کسب اطلاعات درست و مهارت درست جنسي فرد را ياري دهد. نياز جنسي از جمله نيازهاي زيستي و فيزيولوژي ارگانيسم است که همانند ديگر نيازهاي زيستي(گرسنگي و تشنگي) ارضاء و تشفي صحيح آن ضرورت تام دارد.گرچه شايد به اندازه دو نياز اساسي مذکور اهميت حياتي نداشته باشد اما عدم تشفي و همچنين هدايت نادرست آن عواقب سوء رواني و جسماني را در پي خواهد داشت. بنابراين هدف اين تحقيق بر اين است که وضعيت کسب و منبع کسب اطلاعات جنسي درآغاز سن بلوغ که دوره بلوغ و ظهور علائم جنسي در انسان است، چگونه است؟ تا چه حد جوانان و نوجوانان اطلاعات جنسي شان را از منابع درست مثل خانواده، پزشک خانواده و مشاور خانواده دريافت ميکنند؟ خانواده ها تا چه حد خود را ملزم به آموزش مسائل جنسي به نحو درست به فرزندانشان مي¬دانند. بدين منظور از 6 دانشكدة دانشگاه تهران (تربيت بدني، روانشناسي و علوم تربيتي، برق و كامپيوتر، علوم اجتماعي، ادبيات و علوم انساني، و مهندسي عمران) تعداد 100 نفر از دانشجويان پسر مقطع کارشناسي دانشگاه تهران به صورت تصادفي انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در اين پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که مربوط به مولفههاي نحوه کسب و منبع کسب اطلاعات جنسي با روايي و پايايي منطقي(81 صدم) مي¬باشد. يافتههاي اين پژوهش نشان داد که امر آموزش و نحوه کسب اطلاعات جنسي در اغلب افراد جامعه مورد مطالعه به صورت خود آموز و با استفاده از منابع غير معتبر از جمله دوستان، همبازي ها، هم محلهايها، هم کلاسي ها و غيره بوده است.
کليد واژه ها: منبع اکتساب، نوع اطلاعات جنسي، دانشجويان
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 13:27 توسط م.امینی
|
بسياري از رفتارهاي
انسان با سازوكارهاي نفوذ بر خــــــود (Self-influnce)،
برانگيخته و كنترل مي شوند. در ميان مكانيسم هاي نفوذ برخود، هيچ كدام مهمتر و فراگيرتر از باور به خودكارآمدي
شخصي نيست (1997،Bandura )اگر فردي باور داشته باشد كه نمي تواند نتايج مورد انتظار
را بهدست آورد، و يا به اين باور برسد كه نمي تواند مانع رفتارهاي غيرقابل قبول
شود، انگيزه او براي انجام كار كم خواهد شد. اگرچه عوامل ديگري وجود دارند كه به
عنوان برانگيزنده هاي رفتار انسان عمل مي كنند، اما همه آنها تابع باور فرد هستند.
در اين مقاله سعي شده است نظريه خودكارآمدي و عوامل ايجادكننده و تقويت كننده
باور خودكارآمدي کارکنان بهطور مختصر توضيح داده مي شود.
مفهوم خودكارآمدي
خودكارآمدي)Self-efficacy)
از نظريه شناخت اجتماعي)Social cognition Theory) آلبرت باندورا
(1997) روانشناس مشهور، مشتق شده است كه به باورها يا قضاوتهاي فرد به توانائيهاي
خود در انجام وظايف و مسئوليتها
اشاره دارد. نظريه شناخت اجتماعي مبتني بر الگوي علّي سه جانبه
رفتار، محيط و فرد است. اين الگو به ارتباط متقابل بين رفتار، اثرات محيطي و عوامل
فردي(عوامل شناختي، عاطفي و بيولوژيك) كه به ادراك فرد براي توصيف كاركردهاي روان شناختي
اشاره دارد، تأكيد
مي كند. بر اساس اين نظريه، افراد در يك نظام علّيت سه جانبه بر انگيزش و رفتار خود اثر مي گذارند.
باندورا(1997) اثرات يك بعدي محيط بر رفتار فرد كه يكي از فرضيه هاي مهم روان شناسان رفتار گرا بوده است، را
رد كرد. انسانها داراي نوعي نظام
خود كنترلي و نيروي خود تنظيمي هستند و توسط آن نظام برافكار،
احساسات و رفتار هاي خود كنترل دارند و بر سرنوشت خود نقش تعيين كنندهاي ايفا مي كنند.
بدين ترتيب رفتار انسان تنها در كنترل محيط نيست بلكه
فرايندهاي شناختي نقش مهمي در رفتار آدمي دارند. عملكرد و يادگيري انسان متاثر از گرايشهاي
شناختي، عاطفي و احساسات، انتظارات، باورها و ارزش هاست. انسان موجودي فعال است و بر رويدادهاي
زندگي خود اثر مي
گذارد. انسان تحت تاثير عوامل روان شناختي است و بهطور فعال در انگيزه ها و رفتار خود اثر دارد. براساس
نظر «باندورا»، افراد نه توسط نيروهاي دروني رانده مي شوند، نه محركهاي محيطي آنها را به عمل سوق مي
دهند، بلكه كاركردهاي روان شناختي،
عملكرد، رفتار، محيط و محركات آن را تعيين مي كند.
باندورا (1997) مطرح مي كند كه خود كارآمدي، توان سازنده اي است
كه بدان وسيله، مهارتهاي شناختي، اجتماعي، عاطفي و رفتاري انسان براي تحقق اهداف مختلف، به
گونه اي اثربخش ساماندهي مي شود.
به نظر وي داشتن دانش، مهارتها و دستاوردهاي قبلي افراد پيش
بيني كننده هاي مناسبي
براي عملكرد آينده افراد نيستند، بلكه باور انسان در باره
توانائيهاي خود در انجام آنها بر چگونگي عملكرد خويش مؤثر است. بين داشتن مهارتهاي مختلف با توان
تركيب آنها به
روشهاي مناسب براي انجام وظايف در شرايط گوناگون، تفاوت آشكار وجود دارد.
"افراد كاملاً
مي دانند كه بايد چه وظايفي را انجام دهند و مهارتهاي لازم براي انجام وظايف دارند، اما اغلب در اجراي
مناسب مهارتها موفق نيستند" (باندورا 1997 ص75).
خودشناسي از طريق پردازش مهارتهاي شناختي، انگيزشي و عاطفي
كه عهده دار انتقال
دانش و توانائيها به رفتار ماهرانه هستند، فعال مي شود. بهطور
خلاصه، خودكارآمدي به داشتن مهارت يا مهارتها مربوط نمي شود، بلكه داشتن باور به توانايي
انجام كار در موقعيتهاي
مختلف شغلي، اشاره دارد.
باور كارآمدي عاملي مهم در نظام سازنده شايستگي انسان
است. انجام وظايف توسط افراد مختلف با مهارتهاي مشابه در موقعيتهاي متفاوت بهصورت ضعيف، متوسط و
يا قوي و يا توسط يك فرد در شرايط متفاوت به تغييرات باورهاي كارآمدي آنان وابسته است. مهارتها مي
توانند به آساني تحت تأثير خودشكي (Self-doubt) يا خود ترديدي قرار گيرند،
درنتيجه حتي افراد خيلي مستعد در شرايطي كه باور ضعيفي نسبت به خود داشته باشند،
از توانائيهاي خود استفاده كمتري مي كنند (باندورا 1997). به همين دليل، احساس
خودكارآمدي، افراد را قادر مي سازد تا با استفاده از مهارتها در برخورد با
موانع، كارهاي فوق العاده اي انجام دهند(وايت 1982). بنابراين، خودكارآمدي درك شده عاملي
مهم براي انجام موفقيت آميز عملكرد و مهارتهاي اساسي لازم براي انجام آن است.
عملكرد مؤثر هم به داشتن مهارتها و هم به باور در توانايي انجام آن مهارتها
نيازمند است. اداره كردن موقعيتهاي دايم التغيير، مبهم، غيرقابل پيش بيني و استرس زا مستلزم
داشتن مهارتهاي چندگانه است.
مهارتهاي قبلي براي پاسخ به تقاضاي گوناگون موقعيتهاي مختلف
بايد غالباً به شيوه
هاي جديد، ساماندهي شوند. بنابراين، مبادلات با محيط تا حدودي تحت
تأثير قضاوتهاي فرد
در مورد توانائيهاي خويش است. بدين معني كه افراد باور داشته باشند كه در شرايط خاص، مي توانند وظايف را
انجام دهند. خودكارآمدي درك شده معيار داشتن مهارتهاي شخصي نيست، بلكه بدين معني است كه فرد به اين باور رسيده
باشد كه مي تواند در شرايط مختلف با هر نوع مهارتي كه داشته باشد، وظايف را به نحو احسن انجام دهد.
اثرات خودكارآمدي بر كاركردهاي روان شناختي
الف) اثر خودكارآمدي بر سطح انگيزش: خودكارآمدي درک شده نقش
تعيين كننده اي بر خود انگيزشي(Self-
Motivation) افراد دارد. زيرا باور خودكارآمدي بر گزينش
اهداف چالش آور، ميزان تلاش و كوشش در انجام وظايف، ميزان استقامت و پشتكاري در رويارويي
با مشكلات و ميزان تحمل فشارها اثر مي گذارد (1990
Locke and Latham و باندورا 2000). باور خودكارآمدي از طريق
اين تعيين كننده ها بر رفتار انسان نقش اساسي را ايفا مي كند. برخي تعيين
كننده ها به شرح
زير است :
1) انتخاب اهداف: خود كارآمدي به عنوان يك عامل تعيين كننده
مهم انتخاب اهداف پرچالش و فعاليتهاي دشوار فردي عمل مي كند..
" ادامه دارد "
+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر 1389ساعت 15:27 توسط م.امینی
|
رقیه آتشکار، علی فتحی آشتیانی، پرویز آزاد فلاح
چکیده
پژوهش حاضر با هدف
بررسي رابطه ابعاد برونگرایي،روان رنجور خویی و روال گسسته گرايي با سيستم هاي مغزي/
رفتاري به مرحله اجرا در آمد. روش: در نمونه گيري 128نفر از دانشجويان دختر يكي از دانشگاه هاي تهران با ميانگين سني02/26 سال و انحراف معيار
5/3، با تكميل پرسشنامه شخصيتي گري- ويلسون
GWPQ و فرم تجديدنظرشده پرسشنامه شخصيتي آيزنك EPQ-R مورد ارزيابي
قرار گرفتند. نتايج: تحليل آماري با استفاده از روش همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون
نشان داد كه برون گرایي با سيستم فعال ساز
رفتاري رابطه اي معنادار ندارد، روان رنجورخویی با مؤلفه هاي سيستم بازداري رفتاري و سيستم جنگ/ گريز همبستگي دارد. عامل روان
گسسته گرائي نيز با دامنه متنوعي از مؤلفه هاي نظام مغزی رفتاری ارتباط دارد. بحث: اين يافته
ها با برخي از مطالعات قبلي همسو مي باشد. نتايج، اثرات تركيبي اين مؤلفه ها را نشان
مي دهد؛ براي مثال سيستم فعال ساز رفتاري،
همانند تفسير گري از اين سيستم، كاملاً منطبق
بر برونگرایي نيست بلكه تركيبي از درونگرایي پايين و اضطراب پايين است. سيستم بازداري
رفتاري همسو با نتايج تحقيقات پيشين ،تركيبي
از روان رنجورخویی بالا و برونگرايی پايين است و دامنه متفاوت از وجود شاخص ها در
روان گسسته گرائي به عنوان يك ملاك عمومي، باور اينكه تبيين كننده خوبي براي بعد جنگ/
گريز باشد، را با مشكل مواجه كرده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 1:21 توسط م.امینی
|
مقایسه ویژگی های شخصیتی هنرمندان با افراد عادی ]اصغرآقایی ، لادن جلالوند،غلامعباس زواری
(شخصیت خلاق - کشورلتونی. 1385؛4:63-74 [ نمایهشده در ISI] )
چکیده
این پژوهش ویژگی های شخصیتی هنرمندان با افراد عادی در شهر اصفهان را بررسی می کند . جامعه آماری تحقیق را هنرمندان شاعر ، نقاش ، بازیگر ، موسیقیدان ( 169 نفر ) و افراد عادی (55 نفر) تشکیل دادند . گروههای هنرمندان به روش نمونه گیری در دسترس و گروه افراد عادی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و همتا شدند . ابزار تحقیق پرسشنامه روانشناختی کالیفرنیا با ضریب اعتبار 93% و یک پرسشنامه ویژگیهای جمعیت شناختی بود . نتایج نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی هنرمندان با افراد عادی در مقیاسهای سلطه گری ، مردم آمیزی ، حضور اجتماعی ، خویشتن داری ، اشتراک ، کارایی ذهنی ، انعطاف پذیری ، جنبه زنانگی / مردانگی و مدارا در سطح >P 05 /0 تفاوت معنی دار وجود دارد . در مقایسه دو به دو ویژگی های شخصیتی هنرمندان با یکدیگر و با افراد عادی ، علاوه بر مقیاسهای فوق در دو ویژگی اجتماعی شدن و استعداد روانشناختی بین گروههای مورد مطالعه تفاوت معنی دار دیده شد . نتایج مقایسه عبارتند از : بالاتر بودن ویژگی های سلطه گری بازیگران از نقاشان و افراد عادی ، مردم آمیزی نقاشان و بازیگران از افراد عادی ، کارآیی ذهنی موسیقیدانها از افراد عادی ، اشتراک بازیگران از افراد عادی ، انعطاف پذیری موسیقیدانها از بازیگران و نقاشان و افراد عادی ، انعطاف پذیری موسیقیدانها از بازیگران و نقاشان و افراد عادی از بازیگران ، جنبه زنانگی / مردانگی افراد عادی از موسیقیدانها و بازیگران ، مدارا در موسیقیدانها ، نقاشان و شاعران از افراد عادی ، اجتماعی شدن بازیگران از سایر گروهها و استعداد روانشناختی موسیقیدانها از سایر گروهها . همچنین در بررسی ارتباط بین ویژگی های جمعیت شناختی و شخصیتی هنرمندان مشخص شد که بین مقیاسهای ، استعداد کسب پایگاه با درآمدرابطه مثبت و با مدرک رابطه منفی ، حضور اجتماعی با مدرک رابطه منفی ، خودپذیری با تأهل و جنس رابطه منفی ، اجتماعی شدن با تأهل رابطه منفی ، خویشتن داری با درآمد رابطه منفی ، اشتراک با مدرک رابطه مثبت ، پیشرفت از طریق عدم وابستگی با مدرک رابطه مثبت ، کارآمدی ذهنی بادرآمد رابطه مثبت ، استعداد روانشناختی با سن رابطه منفی ، انعطاف پذیری با درآمد رابطه مثبت و با سن رابطه منفی ، جنبه زنانگی / مردانگی با مدرک رابطه مثبت و مدارا با مدرک رابطه مثبت و با جنس رابطه منفی ، دارد ( ضرایب رگرسیون بین 278/0 – 152/0 می باشد ) .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 18:17 توسط م.امینی
|
هنجاريابي آزمون جديد شخصيتي نئو (NEO) و بررسي تحليلي
ويژگيهاي و ساختار عاملي آن در بين دانشجويان دانشگاههاي ايران, / ميرتقي
گروسيفرشي؛ به راهنمايي: هوشنگ مهريار.
گروسيفرشي، ميرتقي
پايان نامه (دكترا) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1377
به منظور هنجاريابي آزمون جديد شخصيتي نئو (NEOPI-R) و بررسي تحليلي
ويژگيها و ساختار عاملي آن در بين دانشجويان دانشگاههاي ايران، نمونهاي
با حجم 2000 نفر از بين جامعه آماري انتخاب گرديد. اين نمونه از بين
دانشجويان دانشگاههاي تبريز و شيراز و دانشگاههاي علوم پزشكي اين دو شهر
انتخاب گرديدند. فرم فارسي تهيه شده از آزمون NEO بر روي نمونه مورد پژوهش
اجرا گرديد. مجموع پرسشنامههاي فراهم شده از اين نمونه در فرم گزارش شخصي
(فرم S) 1775 نفر و در فرم گزارش مشاهدهگران (فرم R) 211 نفر بودند كه
بعد از پالايش پرسشنامههاي تكميل شده جمع باقي مانده از فرم 1656 S نفر و
از فرم 200 R نفر بودند. تست NEOPI-R جانشين تست NEO است كه در سال 1985
براي اولين بار تهيه شده بود. در فرم سال 1985 سه عالم N، E و O رويههاي
مشخصي داشتند. در حاليكه دو عامل A و C فاقد رو به مشخصي بودند. در تست
NEOPI-R رويههاي مشخصي نيز براي عوامل A و C منظور شده است . از اين رو
لفظ NEO ديگر نميتواند مخفف سه عامل N، E و O باشد بلكه به عنوان نامي
است كه براي اين تست انتخاب شده است . فرضههاي زير در اين تحقيق مورد
بررسي قرار گرفته است . -1 اين تست در مورد دانشجويان ايراني داراي همان
ساختار عاملي خواهد بود كه در ممالك غربي بدست آمده است . -2 اين تست 6
رويه يا عامل فرعي را براي هر يك از پنج عامل اصلي در دانشجويان ايراني هم
نشان خواهد داد. -3 ساختار عاملي تست ثابت است و بر اساس ويژگيهائي از
قبيل جنس ، محل اقامت ، سن و طبقه اجتماعي افراد تغيير خواهد كرد. -4
ميانگين نمرات و پراكندگي آن در عوامل اصلي و 30 رويه آن بر اساس
متغيرهائي چون جنس ، شهرستان، طبقه اجتماعي دانشجويان متفاوت خواهد بود.
روش آماري عمده در بررسي فرضيات مذكور تحليل عوامل است . درجه ثبات عاملي
تست بوسيله تكرار تحليل عوامل در دو گروه جنسي و مقايسه نتايج بدست آمده
با يكديگر مورد ارزيابي قرار گرفته است . تحليل عوامل مجددي روي رويههاي
هر يك از عوامل انجام گرفته است تا وجود عوامل فرعي احتمالي در هر يك از
عوامل اصلي مشخص گردد. براي ارزيابي اعتبار ملاكي تست از همبستگي فرم S و
R، و براي ارزيابي پايائي تست از روش ثبات دروني (آلفاي كرونباخ) استفاده
شده است . نمرات آزمون هم به صورت خام و هم بصورت نقاط صدكي محاسبه و
ارائه شده است . اطلاعات بدست آمده توسط نرمافزار كامپيوتري SPSS مورد
تجزيه و تحليل قرار گرفته و نتايج زير بر اساس فرضيات مطرح شده، بدست آمده
است . - تحليل عوامل رويههاي 30 گانه تست NEO حضور 5 عامل اصلي و يك عامل
فرعي ناپايدار ششمي را نشان ميدهد. عامل ششم در نمونه كلي و در گروه
مردان به شكلي و در گروه زنان به شكلي متفاوت ظاهر ميشود و لذا ميتوان
آن را عاملي وابسته به جنس و احتمالا برآمده از شرايط فرهنگي در ايران
دانست . - تحليل عوامل رويههاي 6گانه هر عامل بطور جداگانه نشان ميدهد
كه خالصترين وامل، عوامل N و C است . عوامل E و A به لحاظ پيچيدگيهائي كه
دارند، هر يك دو عامل را نشان ميدهند اما اغلب رويهها روي هر دو عامل
بار قابل ملاحظهاي دارند، اما رويههاي عامل O فقط در مورد زنان دو عامل
مستقل از يكديگر تشكيل ميدهند كه چون اين پديده فقط در مطالعه حاضر ديده
شده است . از اينرو بنظر ميرسد كه اين امر ناشي از شرايط فرهنگي ايران
باشد. - نتيجه تحليل عوامل مردان كاملا شبيه تحليل عوامل نمونه كلي است و
هيچ تفاوت مشهودي در آن ديده نميشود. - نتيجه تحليل عوامل زنان بجز در
رويههاي عامل انعطافپذيري شبيه تحليل عوامل نمونه كلي است . در گروه
زنان تركيب رويههاي O1، O2، O3 و O5 همراه با رويههاي E5 و جنبه منفي A5
عامل ناپايدار ششمي را تشكيل ميدهند كه با توجه به خصوصيات رويههاي
مذكور ميتوان آن را خودشيفتگي ناميد. - ميانگين نمرات دانشجويان تبريز و
شيراز در برخي از عوامل و رويههاي آنها متفاوت از يكديگر بوده و اين
تفاوت از نظر آماري معنيدار است . - ميانگين نمرات گروه مردان و گروه
زنان در برخي از عوامل و رويههاي آنها متفاوت از يكديگر بوده و اين تفاوت
از نظر آماري معنيدار است . - ميانگين نمرات نمونه مورد بررسي به تفكيك
تعامل جنسي و سواد پدر نيز در برخي از جهات متفاوت از يكديگرند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 2:23 توسط م.امینی
|
پژوهش حاضر به منظور استاندارد سازی تست نگرش سنج معلمان مینه سوتا بر روی معلمان دوره راهنمایی شهر تهران انجام شد. برای انجام این پژوهش گروهی با حجم 450 نفر از معلمان زن و مرد دوره راهنمایی شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و پرسشنامه نگرش سنج مینه سوتا بر روی آن ها اجرا گردید. از این گروه تعداد 415 پرسشنامه برای تجزیه و تحلیل آماری مورد بررسی قرار گرفته و مابقی به علت عدم علاقه به پاسخگویی و پاسخگویی به صورت ناقص از مجموعه حذف گردید. از 415 نمونه مورد مطالعه 53/0 درصد زن و 47/0 درصد مرد بودند.
ابزار مورد پژوهش را مجموعه 150 گزاره ای نگرش سنج ترجمه شده مينه سوتا تشكيل مي داد. در این پرسشنامه هر گزاره بر مبنای لیکرتی در پنج گزینه کاملاً مخالف، مخالف، بی نظر، موافق، کاملا موافق ترتيب يافته که در مقیاس 5 درجه ای نمره گذاری شده است. بعد از گردآوری داده ها همبستگی هر سوال با کل مجموعه محاسبه و به علت پایین بودن همبستگی برخی سوالات با کل تست 12 سوال از مجموعه سوالات تست حذف شد و اعتبار مجموعه از تست با استفاده از آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. این نتیجه پاسخگوی پرسش پژوهشی که آیا آزمون دارای اعتبار کافی است می باشد و همچنین نشان مي دهد که می توان به نتایج و محاسبات بعدی اعتماد داشت.
برای بررسی روایی سازه پرسشنامه و این که این مقیاس از چند عامل تشکیل شده از تحلیل عاملی استفاده شد. حد کفایت نمونه برداری 756/0 است و معنادار بودن آزمون کرویت بارتلت، استفاده از تحلیل عاملی را توجیه می کند.
بر پایه روش تحلیل مولفه های اصلی و چرخش به شیوه واریماکس و با توجه به مقدار واریانس تبیین شده و بار عاملی هر سوال 2 عامل استخراج گردیده است که 83 سوال به علت بار عاملی پایین از مجموعه سوالات حذف گردید. و دو عامل به دست آمده در مجموع 98/19 درصد واریانس را تبیین کرد. از تفسیر ساختار ساده متغیرها نتایج زیر حاصل شده است:
عامل 1 با 45 سوال همبستگی قوی دارد که نشانگر نگرش معلم نسبت به دانش آموزان است.
عامل 2با 23 سوال همبستگی قوی دارد که نشانگر نگرش معلم نسبت به حرفه معلمی است.
عوامل فوق با نتایج جلالی و همکاران (1381) که بر روی معلمان دوره راهنمایی شهر تهران انجام شده است هماهنگ و همسو است. میانگین نمرات مردان در عامل اول 56/51 و در عامل دوم 45/49 است و میانگین نمرات زنان برای عامل اول 25/48 و برای عامل دوم 11/49 است. که این نشان می دهد نگرش معلمان زن نسبت به دانش آموزان مثبت تر از مردان است. و نگرش معلمان مرد نسبت به حرفه معلمی مثبت تر از نگرش معلمان زن است. تفاوت معلمان زن و مرد در رابطه با عامل اول در سطح اطمینان P<0/05 معنادار است و فرض صفر مبنی بر عدم تفاوت نگرش در بین زنان و مردان معلم رد می شود. برای متغیرهای سن، وضعیت تاهل و سابقه تدریس معناداری تفاوت آن ها رد می شود و فرض صفر مبنی بر عدم معناداری متغیرهای مذکور تایید می شود. اثر تقابلی متغیرهای جنسیت، سن و تاهل در عامل 2 در سطح معناداری 05/0 معنادار است. ولی معناداری سایر اثرهای تقابلی دیگر متغیرها در عوامل 1 و 2 رد می شود.
پاتمن (1999)، در بررسی های خود به این نتیجه رسید که نگرش معلم معلول شرایط جامعه، مدرسه، برنامه های آموزشی و توانایی های معلم است.
در پژوهش های انجام شده توسط پژوهشگران در سال 2009، که در سایت تخصصی آموزش و پروش آمریکا "اریک" منتشر شده عوامل تاثیرگذار در نگرش معلمان به دانش آموزان و حرفه معلمی چنین عنوان شده است: عواملی مانند جنسیت دانش آموزان، موضوع و مبحث درسی که تدریس می شود، عملکرد دانش آموزان، نژاد و گروهی که معلم به آنان تدریس می کند، هدف آموزشی معلم، موفقیت دانش آموزان، معیار سنجش پیشرفت دانش آموزان، شخصیت دانش آموزان، وضعیت اقتصادی، حمایت مالی از معلم، آداب و رسوم، فرهنگ، مذهب و توانایی های معلم در نگرش و توقع او تاثیرگذار هستند.
عوامل شخصي (شخص معلم). شامل تجربه، علاقه، تعهد کاری و از خودگذشتگی هاي او، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی معلم، سابقه آموزشی و کار تدریس معلم، شرایط کاری و علاقه و تعهد معلمان به کارشان جملگی بر اثربخشی کار معلم موثر است. همچنین شرایط و عناصر محیطی. موقعیت جغرافیایی مدرسه، منطقه آموزشی که از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تفاوت هایی با هم دارند و روش های کاری متفاوتی را ایجاب می کند در کارآیی و اثربخشی معلم موثر است. همچنین وسعت و بزرگی مدرسه، امکانات آموزشی، حجم کاری معلم، تعداد دانش آموزان و زمینه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آنان در اثربخشی معلمان موثر است. (لیان ، 2006)
با توجه به موارد فوق و نتايج حاصل از پژوهش هاي مختلف به نظر مي رسد برای افزایش روحیه و رضایت شغلی کارکنان لازم است به ارضای نیازهای آنان در محیط کار توجه کنیم و فضای روانی مناسب را در درون سازمان ایجاد کنیم. ایجاد جو سازمانی که از لحاظ روانی سالم تر و از ترس و تهدید و اضطراب به دور باشد کار خلاق معلم را آسان و او را در ارائه ایده های جدید تشویق می کند. بنابراین وقتی معلم به سوی بهسازی مداوم، بالنده و پایداری برنامه درسی و آموزشی و نیز فنون تدریس هدایت شود، دانش آموزان به مطمئن ترین و بهترین وجه از مدرسه بهره مند می شوند (گرانفیث، بخشی، 1375).
در ايران نيز توجه بيشتر به نياز معلمان و ايجاد شرايط و امكانات آموزشي بهتر مي تواند در راستاي بهينه سازي ديدگاه هاي معلمان و نگرش آنان نسبت به كار، برنامه، مدرسه و در نهايت دانش آموز موثر افتد.
پیشنهادهاي پژوهشي
1- مقیاس نگرش سنج در سطح مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان آزمون شود و برای سنجش روایی ملاکی از متغیرهایی مانند نظر مدیران و کارشناسان استفاده شود و این طرح ابتدا در تهران و سپس در مرکز استان ها به اجرا درآید.
2- این مطالعه مقدماتی زمینه مناسبی برای انجام یک پژوهش ملی به دست داده است. با تلفیق گزاره های دو مولفه های حاصل از فرایند پژوهش و اجرای طرح پژوهشی گسترده و جامعه تری می توان به ابزار مناسبی برای سنجش نگرش های معلمان در رابطه با دانش آموزان و حرفه معلمی دست یافت. امید است که در این راه گام های موثری برداشته شود.
3- در پژوهش های دیگر به منظور افزایش واریانس تبیین شده لازم است ابزار سنجش مجددا مورد تجدید نظر قرار گیرد و از روش های دیگر نیز در جمع آوری اطلاعات استفاده شود.
4- گرچه اکثر فرضیه های این مطالعه مورد تایید قرار نگرفتند، اما قابل انتظار است که نگرش معلمان نسبت به شغل خود و دانش آموزانشان تحت تاثیر متغیرهای مختلفی باشد، از این رو انجام پژوهش های دیگری در این راستا توصیه می شود.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 17:44 توسط م.صادقیان
|
در تحلیل واریانس یک راهه(ANOVA) متغیرهای مستقل کمّی می توانند به عنوان متغیرهای کمکی درنظر گرفته شوند.در این صورت این طرحها به عنوان تحلیل کواریانس در نظر گرفته می شوند.
از تحليل كوواريانس به عنوان يك کنترل آماری نام برده مي شود. این تحليل تركيبي از تحليل واريانس و تحليل رگرسيون است و زمانی قابل استفاده است که در آن متغیر وابسته کمی بوده ، چند متغیر مستقل کمی و کیفی وجود داشته باشد.
تحليل كوواريانس در چارچوب رگرسيون تفاوتي با تحليل واريانس ندارد جز آن كه اثر متغير كمكي از متغير وابسته حذف مي شود. متغير كمكي را در چارچوب رگرسيون مي توان يك متغير مستقل دانست كه در تبيين تغييرات متغير وابسته بر سایر متغير هاي مستقل پيشي مي گيرد.
در تحلیل رگرسیون می توان به راحتی با کنترل برخی از متغیرها اثرات سایر متغیرهای مستقل را در تبیین متغیر وابسته بدست آورد.
فرض این است كه متغير كمكي منبع تغييراتي در متغير وابسته علاوه بر متغير مستقل باشدو از طريق تحليل كواريانس اثرات ناشي از متغيرهاي كمكي تعديل شود.
متغیر کمکی موثر در تحلیل کواریانس متغیری است که همبستگی بالایی با متغیر وابسته داشته ولی با متغیرهای مستقل همبستگی نداشته باشد چون متغیرهای کمکی پارامتری یا کمّی در طرح های تجربی و مطالعه پیمایشی به منظور حذف و از بین بردن اثرات خارجی بر متغیر وابسته و افزایش دقت اندازه گیری مورد استفاده قرار میگیرند.
می دانیم که رد يك فرض نادرست توان آزمون نامیده مي شودو به چندين عامل بستگی دارد از جمله: حجم نمونه، ميزان تغيير پذيري در متغير وابسته، طرح پژوهش و روش تحليل آماری و سطح معناداري انتخاب شده توسط پژوهشگر.
برخي از این روش ها در اختیار پژوهشگر نيست يا مستلزم صرف وقت و هزينه بالايي است، ولي انتخاب طرح آزمايشي، تحليل آماری يا هر دو مي تواند توان آماری را بدون صرف هزينه زياد افزايش دهد. تحليل كوواريانس موثرترين وسيله براي اين منظور است و كل پراش را به سه بخش، پراش تبيين شده توسط كاربندي، پراش تبين شده توسط همپراش و پراش پسماند تقسیم مي كند. اگر متغير كمكي با پيامد همبستگی قوي داشته باشد پراش پسماند كوچك خواهد بود و توان آماری به شکل اساسی افزايش خواهد يافت.
پیش فرضهای لازم برای اجرای آزمون تحليل كواواريانس عبارتند از :
1- نرمال بودن.
2- همگني واريانس ها.
3- رابطه بین متغير وابسته با متغير كمكي خطي فرض شود.و یا رابطه بین متغير وابسته و متغير كمكي معنادار باشد.
4- ضرايب خطوط رگرسيون با هم برابر باشند. و یا متغیر مستقل و کمکی با هم تعامل نداشته باشند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 0:19 توسط م.امینی
|