رقیه آتشکار، علی فتحی آشتیانی، پرویز آزاد فلاح

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه ابعاد برونگرایي،روان رنجور خویی و روال گسسته گرايي با سيستم هاي مغزي/ رفتاري به مرحله اجرا در آمد. روش: در نمونه گيري  128نفر از دانشجويان دختر يكي از دانشگاه هاي تهران با ميانگين سني02/26 سال و انحراف معيار 5/3، با تكميل پرسشنامه شخصيتي گري- ويلسون GWPQ و فرم تجديدنظرشده پرسشنامه شخصيتي آيزنك EPQ-R مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج: تحليل آماري با استفاده از روش همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون نشان داد كه برون گرایي با سيستم فعال ساز رفتاري رابطه اي معنادار ندارد، روان رنجورخویی با مؤلفه هاي سيستم بازداري رفتاري و سيستم جنگ/ گريز همبستگي دارد. عامل روان گسسته گرائي نيز با دامنه متنوعي از مؤلفه هاي نظام مغزی رفتاری ارتباط دارد. بحث: اين يافته ها با برخي از مطالعات قبلي همسو مي باشد. نتايج، اثرات تركيبي اين مؤلفه ها را نشان مي دهد؛ براي مثال سيستم فعال ساز رفتاري، همانند تفسير گري از اين سيستم، كاملاً منطبق بر برونگرایي نيست بلكه تركيبي از درونگرایي پايين و اضطراب پايين است. سيستم بازداري رفتاري همسو با نتايج تحقيقات پيشين ،تركيبي از روان رنجورخویی بالا و برونگرايی پايين است و دامنه متفاوت از وجود شاخص ها در روان گسسته گرائي به عنوان يك ملاك عمومي، باور اينكه تبيين كننده خوبي براي بعد جنگ/ گريز باشد، را با مشكل مواجه كرده است.