بررسي نياز به پيشرفت در كارآفرينان (سازماني و فردي)

 بررسي نياز به پيشرفت در كارآفرينان (سازماني و فردي)و غيركارآفرينان در صنايع استان تهران

 دکتر محمود احمد پور داریانی    

چكيده

تغيير و تحولات دنياي پر شتاب كنوني در عرصه هاي علمي و فني و چالش هاي پي در پي نظام اقتصادي- اجتماعي، كاهش ذخاير زيرزميني، افزايش فقر و بيكاري، موجبات توجه عميق تر سياستگذاران و انديشمندان را به مفهوم كارآفريني فراهم نموده است،  تا آنجا كه آخرين الگوي توسعه را، توسعه مبتني بر كارآفريني قلمدادكرده اند.كارآفريني، فرايند ابتكار و نوآوري و ايجاد كسب وكارهاي جديد در شرايط مخاطره آميز از طريق كشف فرصت ها و بهره گيري از منابع مي باشد. كارآفريني تبديل ايده نو به محصول يا خدمات است كه از نتايج آن مي توان به افزايش بهره وري، ايجاد ثروت و اشتغال زايي اشاره نمود.

دخالت عوامل اقتصادي _ سياسي و اجتماعي_ فرهنگي در فرايند كارآفريني و ويژگي هاي شخصيتي خاص كارآفرينان از جمله موضوعاتي است كه توجه بسياري از محققان را به خود جلب كرده است. نوآوري و خلاقيت، اعتماد به نفس، منبع كنترل دروني، ريسك پذيري، استقلال طلبي و انگيزش پيشرفت از مهم ترين ويژگي هاي كارآفرينان است. به ويژه مك كللند بر ارتباط انگيزش پيشرفت، با كارآفريني و توسعه تأكيددارد.        

در اين مقاله در راستاي پژوهشهاي پيشين به بررسي تأثير انگيزش پيشرفت در توسعه كار آفريني و پرورش كارآفرينان پرداخته و سطح انگيزه پيشرفت را در سه گروه كارآفرين فردي، سازماني و غير كارآفرين به صورت مقايسه اي مورد سنجش قرار داده است.

هدف از اين پژوهش پاسخگويي به اين سوالات بوده که« آيا نياز به پيشرفت کارآفرينان سازماني وفردي بيش از غيرکارآفرينان است؟

آيا نياز به پيشرفت کارآفرينان سازماني تفاوت معني داري با نياز به پيشرفت کارآفرينان فردي دارد؟

آيا بين کارآفرينان ( سازماني و فردي)و غير کارآفرينان از نظر تحصيلات تفاوت وجود دارد؟

آيا بين کارآفرينان و غير کارآفرينان از نظر شغل پدر (آزاد يا دولتي) تفاوت وجود دارد؟»

روش تحقيق توصيفي است. جامعه آماري کليه مدير عاملان مرد شرکتهاي صنعتي تهران تا شعاع 25 کيلومترمي باشند. ابزار جمع آوري مباني نظري  تحقيق  کتب، مقالات، اينترنت است.

پرسشنامه براي جمع آوري اطلاعات از جامعه آماري و مصاحبه به منظور افزايش اعتباري نتايج بدست آمده و همچنين براي جمع آوري تکميلي از تست انگيزه پيشرفت ACMT))  نسخه هندي، تجديد نظر شده توسط وي.پي باهارگاوا استفاده شده. .دليل استفاده از اين تست همخواني مفاهيم اين تست با مفاهيم كارآفريني بوده است. مفاهيمي چون موفقيت، سخت كوشي و ريسك پذيري متوسط.

در پردازش داده ها از تست ذکر شده و مطالعه مقدماتي پايايي اين آزمون با روش آلفاي کرونباخ بدست آمده است.       

 نتايج حاصل از اين تحقيق بيانگر تفاوت معني داري در انگيزه پيشرفت بين( کارآفرينان فردي و سازماني) و غيرکارآفرينان است. بين کارآفرينان سازماني و کارآفرينان فردي از نظر انگيزه پيشرفت تفاوت معني داري وجود ندارد و اين دوگروه از لحاظ تحصيلات تفاوت زيادي با هم ندارند. 

در دو گروه (کارآفرينان و غيرکارآفرينان) از لحاظ شغل پدر تفاوت وجود دارد و شغل پدر (آزاد يا دولتي) در تربيت فرزندان کارآفرين و غيرکارآفرين تاثير دارد.

خانه کارآفرينان ايران  www.karafriny.com/article.asp?id=595

آزمون سنجش خلاقيت تورنس

آزمون سنجش خلاقيت تورنس :
این آزمون یکی از معتبرترین آزمونهای روانشناسی در زمینه سنجش خلاقیت است.پرسشنامه‌اي را كه در پيش رو داريد حاوي 60 سؤال است كه هر سؤال مشتمل بر سه گزينه يا پاسخ مي‌باشد.
لطفاً هر يك از سؤالات را با دقت مطالعه نموده، سپس يكي از پاسخ‌هاي ارائه شده در زير هر سؤال را با علامت (*) انتخاب نماييد. بديهي است اظهار نظر واقعي و دقيق شما مد نظر مي‌باشد.
آزمونگر پس از اداي جملات بالا براي دست‌يابي به نتيجه آزمون بايد به ازاي هر پاسخ به پاسخ (الف) صفر امتياز، پاسخ (ب) يك امتياز و پاسخ (ج) دو امتياز بدهد.

جدول نرم آزمون تورنس:
ميزان خلاقيت؛ امتياز
خلاقيت بسيار زياد : از 120 الي 100
خلاقيت زياد :از 100 الي 85
متوسط : از 85 الي 75
خلاقيت كم : از 75 الي 50
خلاقيت بسيار كم: از 50 الي پايين
.............................................................


""پرسشنامه :""
------------
1-وقتي با يك مسأله خيلي مشكلي روبرو مي‌شويد معمولاً چه مي‌كنيد؟

""لطفا به ادامه مطلب بروید""

ادامه نوشته

راهنماي نگارش مقاله هاي پژوهشي

مجلات روانشناسي معاصر  با هدف انتشار يافته هاي اصيل و بديع علمي در زمينه هاي مختلف روانشناسي، مبادله اطلاعات علمي بين پژوهشگران و تقويت نهضت توليد علم، مقاله هاي علمي در زمينه هاي مختلف روانشناسي را چاپ مي کنند که مقاله هاي پژوهشي در اولويت قرار داشته و رعايت نکات زير براي تنظيم مقاله الزامي است:

--عنوان( Title) :

- عنوان بايد علمي كامل و جامع و مطابق محتواي مقاله باشد.
- در عنوان بايد متغيرهاي اصلي (وابسته و مستقل) ذكر گردد.

--چكيده (Abstract):

- چكيده بايد شامل بخشهاي مقدمه، روش، نتايج و بحث باشد.

 

 ""لطفا به ادامه مطلب بروید""

 

ادامه نوشته

چگونه با دیگران صحبت کنیم؟

 

همه مردم در تمام طول روز صحبت می کنند. اما آیا آنها همگی می دانند چگونه صحبت می کنند و یا چطور باید صحبت کنند؟

آیا هیچ پیش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه ای دیگر برداشت کنید و پس از مدت ها، متوجه شوید که اشتباه کرده اید؟

آیا ربطی بین سخن گفتن و موفقیت و محبوبیت، می بینید؟

یک کارمند بخش تبلیغات:

صحبت کردن ارتباط مستقیمی با کار دارد. اینکه چه بگویم، چطور بگویم و یا به قول معروف از چه دری وارد شوم تا بتوانیم برای موقعیت کاری ام، به نتیجه ای دلخواه برسم.

نوع صحبت، در کاری که دارم بسیار مهم است. اینکه چگونه موارد لازم و ظریف را رعایت کنم یا لحن در هنگام گفتن یا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خیلی نکات دیگری که متاسفانه خیلی افراد از آنها کاملاً بی خبر و بی اطلاعند و فکر می کنند که خوب، گویندگی خیلی آسان است. به همین علت هم است که گفتار خیلی ها در حال حاضر به دل دیگران نمی نشیند.

یک کارمند آژانس مسکن:

صحبت کردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال این شخصیت ممکن است بنا به مقتضای پیش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زمانی که در آژانس مسکن مشغول به کار شدم، فهمیدم باید نوع صحبت کردنم را کمی تغییر بدهم. چرا؟ برای آنکه بتوانم در دل مشتری رخنه کرده و با جذابیت کلمه و نفوذ کلام، به او نشان دهم که آژانس درستی را برای یافتن ملک مورد نظر، انتخاب کرده است!!

یک فروشنده:

به نظر من حرف اول را در فروشندگی، زبان شیرین و به قول بعضی ها، چرب و نرم می زند. آقا و خانم هم ندارد. شما باید طوری با مشتری صحبت کنید که او دست خالی از مغازه بیرون نرود. پس می بینید که صحبت کردن چقدر مهم است، حتی بارها در روزنامه ها خوانده ایم فلانی آن قدر زبان شیرین و چرب و نرمی داشت و آنقدر زیبا و در ظاهر منطقی صحبت می کرد که تمام اطرافیانش را شیفته خود می کرد و در نهایت آنها را فریب می داد تا به چیزهایی که می خواهد برسد! البته این گونه افراد که از هنر صحبت کردن در موارد منفی و ریاکارانه بهره می برند، افراد خوبی نیستند، چون به نظر من، هنر صحبت کردن هم از آن چیزهایی است که باید مقدس شمرده . ساعت های مدیدی را صرف صحبت کردن، داستان سرایی، جر و بحث، تدریس و گاهی هم با خود حرف زدن می کنیم! در عین حال ساخت و ادای جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بیان و چگونگی سخن گفتن را نیز می توان از موارد مستقیم و مربوط به صحبت کردن دانست. چرا که تمامی موارد یاد شده در جذب مخاطب یا مخاطبان ما نقش مهمی داشته و می تواند قدرت ما را به عنوان معیاری کاملاً واضح برای آنکه متوجه شویم ، مخاطب ما تمایل به ادامه صحبت دارد یا خیر را مشخص نماید.

باید گفت شناخت، ایجاد راه مناسب به اضافه انتخاب کلمات و جمله ها و همین طور نکاتی که در سطور قبل قید گردید، همگی منتسب به علمی می شود به نام علم زبان شناسی. علم زبان شناسی نظمی است که برای درک طرز کار زبان، مورد استفاده قرار می گیرد. ربط بین افراد از طریق صحبت دو طرفه ، ایجاد حفظ و یا از هم گسیخته می شود و بدین ترتیب موجب می گردد تا راه مطمئنی برای درک چگونگی ایجاد، ماندگاری و یا گسسته شدن این ربط، فراهم آید. البته شاخه هایی از علم زبان شناسی بیشتر با تاریخ یا دستور زبان و یا آرایه های نمادی زبان مربوط می شوند. اما شاخه هایی در علم زبان شناسی به جامعه شناسی زبان، تحلیل، سخنرانی و زبان شناسی انسان شناسانه اختصاص یافته که بیشتر به این توجه دارد که مردم چگونه از زبان، در زندگی روزانه استفاده می کنند و چگونه مردمی با فرهنگهای متفاوت از زبان، آن هم به شیوه های گوناگون، بهره می گیرند.

به هر حال باید اذعان داشت، علم زبان شناسی است که می تواند به بشر بیاموزد چگونه می توان زندگی را در اختیار گرفت و روابط با دیگران را چه در محل کار، یا میهمانی ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بین خانواده، بهبود بخشید.

فکر کنید در یک میهمانی نشسته اید، ناگهان احساس تنهایی می کنید، از خود می پرسید، "مردم این همه حرف مهم را از کجا می آورند که این چنین ممتد با یکدیگر صحبت می کنند؟" پاسخ این است که حرف مهمی در کار نیست بلکه مردم سعی می کنند موضوع مهمی برای صحبت پیدا کنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گویی که در واقع به واسطه آن نشان داده می شود، افراد با یکدیگر مرتبط اند. به عبارتی صحبت میان افراد، از رابطه آنان سخن می گوید.

 

اجزای قابل توجه

اطلاعاتی که به وسیله معانی کلمات منتقل می شوند پیام و آنچه در باره روابط مخابره می شوند، تلقی در قبال یکدیگر و موقعیت و حرفی که می زنیم، فراپیام را تشکیل می دهند.

این همان فراپیام است که نسبت به آن واکنش شدید نشان می دهیم. به عنوان مثال اگر کسی در حالی که آرواره هایش را به هم فشرده و در حالی که کلمات را با غضب و فشار از دهانش خارج می کند به شما بگوید "من خشمگین نیستم" این پیام را از او نمی پذیرید و به جای آن فراپیام را از او قبول می کنید و نتیجه می گیرید که او خشمگین است. گفتن عباراتی نظیر "تو این را نگفتی اما طرز بیانت این معنا را داشت" یا "چرا این طور گفتی؟" یا "مسلم است اشکالی وجود دارد، لحن کلامت این را به خوبی نشان می دهد" واکنشهایی نسبت به فراپیامهای سخن هستند.

در حالیکه کلمات اطلاعاتی را منتقل می سازند، طرز سخن ما، بلندی صدا، سرعت حرف زدن، طرز ادای کلمات با تاکیدها، ذهنیت ما را مشخص می نمایند. سر به سر گذاشتن، توضیح دادن، تهمت زدن، اینکه احساسی دوستانه داریم یا خشمگین هستیم، آیا می خواهیم صمیمی تر شویم یا بیشتر فاصله بگیریم و غیره. به عبارت دیگر طرز گفتار ما معانی اجتماعی را مخابره می کند.

گرچه ما پیوسته در سخن خود نسبت به معنای اجتماعی واکنش نشان می دهیم اما حرف زدن در باره آن برایمان دشوار است. زیرا در فرهنگ تعاریف کلمات آن را نمی یابیم. اندیشیدن، دیدن و یا حرف زدن در باره نیروها و فرآیندهایی که برای آن نامی نداریم، حتی اگر اثرشان را احساس کنیم دشوار است. علم زبان شناسی واژه هایی در اختیارمان می گذارد که فرایندهای ارتباط را توصیف می کند و در نتیجه امکان دیدن، حرف زدن یا اندیشیدن در باره آنها را میسر نمی سازد.

ادامه دارد...